تبلیغات
یکی مثل من تنها... - اس ام اس سری پنجاه و هفتم
اس ام اس سری پنجاه و هفتم | عمومی ,

سلام سلامتی میاره ، سلامتی نشاط میاره ، نشاط شادی میاره ، شادی زندگی میاره ، زندگی زن میاره ، زن بچه میاره ، بچه دردسر میاره ، دردسر بدبختی میاره ، اصلاً سلام نکن سنگین تری

من از نهایت شب حرف می زنم من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف می زنم اگر به خانه ی من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم

یه توپ دارم قلقلیه .موهای سرم فرفریه. پیام جدید نداشتم . سرت کلاه گذاشتم

ترکه و لره داشتن با هم حرف می زدن: لره: تو کجا به دنیا اومدی؟ ترکه: تو بیمارستان!! لره: آخی مریض بودی؟

پلکهای مرطوب مرا باور کن ، این باران نیست که میبارد ، صدای خسته ی من است که از چشمانم بیرون میریزند

هرگز برای عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند

درود بر تمام عاشقانی که راه عشق را پیمودند و عشق را در سینه حبس کردند و حرمت آنرا نگه داشتند... درود بر تمام عاشقانی که عشق را فهمیدند و از عشق به زیباییها رسیدند

دیده از دیدار خوبان بر گرفتن مشکل است      /          هر که را این نصیحت میکند بی حوصلست

خون که قرمزه رنگ عشقه        /              اما اشک که بیرنگه درد عشقه


نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند :

 هر چه بیشتر اوج بگیری ، کوچکتر خواهی شد .

یارو از طبقه ی صدم ساختمون میپره پایین میرسه به طبقه ی پنجاهم میگه آخیش تا این جا که به خیر گذشت

اگه همه ی گلهای خوشبوی دنیا رو هم بریزم به پات بازم فرقی نداره چون پات خیلی بو میده.

روز اول شوخی شوخی جدی شد شوخی ترین جدی عمرم دوست داشتن تو بود و جدی ترین شوخی عمرم از دست دادن تو

دوستی شاید عشقست که میسازدو میسوزد و شاید ترانه ایست که هر دم آوایش در دل جاریست لیکن هر جه هست زیباست

غضفر كلاس رقص میزاره ورشكست میرن تحقیق میكنن میبینن سر كلاس شاباش میداده...!

دبیر فارسی بودم نامت را اولین غزل از صفحه کتابها می نهادم اگر دبیر جبر بودم عشق مجهول تو را بر قلب معلوم خودم بخش میکردم تا معادله محبت پدید آید اگر دبیر هندسه بودم ثابت می کردم که شعاع نگاهت چگونه از مرکز قلبم گذشت

هر وقت پیشم نیستی دلم برات تنگ می شه... هر وقت هم که پیشم هستی دلم برات تنگ می شه... ای مردشورتو ببرن که بود و نبودت یکیه!

ما عاشق فهم و ادب و معرفتیم        /         ما خا قدوم هر چه زیبا صفتیم

از زشتی کردار دگر خسته شدیم        /         محتاج دو پیمانه می معرفتیم

سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی    /           شاید امشب سوزش این زخم ها را کم کنی

 آه باران من سراپای وجودم آتش است    /           پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی


نوشته شده توسط من در پنجشنبه 29 شهریور 1386 و ساعت 12:09 ب.ظ
نوشته های پیشین
+ نامه ی عاشقانه!!!+ اس ام اس تکراری ( سری ۶۰ )+ اس ام اس سری پنجاه و هشتم+ اس ام اس سری پنجاه و هفتم+ اس ام اس سری پنجاه و ششم+ سیر تاریخی مهریه...+ اس ام اس سری پنجاه و پنجم+ اس ام اس سری پنجاه و چهارم+ ماهی های مرده+ برای دوست داشتن+ اس ام اس سری پنجاه و سوم+ اس ام اس سری پنجاه و دوم+ اس ام اس سری پنجاه و یکم+ اس ام اس سری پنجاهم+ نمی دونستی ، بدون!!!

صفحات: